سید جلال الدین آشتیانی پیش کسوت عرفان و فلسفه

آیا دیدی چه شخصیتی را روی تابوت به حرکت درآوردند و دیدی چگونه شمع محفل ما خاموش شد, کوهی فروریخت که اگر به دریا می ریخت آن را به هیجان می آورد و دریا از سنگینی آن, انبوهی از کف را بر ساحل خود می راند; من پیش از آن که خاک, تو را دربرگیرد باور نمی کردم که خاک می تواند بر کوه ها شرف یابد.

شب های بلند تنهایی استاد که مونسی جز کلمات نداشت ـ خدا نیز کلمه است ـ به پایان آمد, شب هایی که ترنُم مکاشفات او در خلوت تنهایی خویش وی را از بازگشتن به عالم طبیعت بازمی داشت و سوز مناجاتش در شبانگاهان تا به حریم فلک زبانه می کشید و شرری بر دل و جان ساکنان فلک می انداخت که گویی از دست ساقی سرمدی جامی برگرفته اند.

شب آمد که نالد عاشق زار

گهی از دست دل, گاهی زدلدار

شب است آشوبِ رندان نظرباز

شب است آهنگ بزم عشقِ دمساز۲

خوشا به حال آن جان سوخته ای که عمری در خلوت خود بال و پر زد و جان شیفته اش, که مالامال از حکمت الاهی بود, چنان شعله ور شد که شعاع شعله وجودش روشنی بخش رواق اندیشه اندیشمندان شد. آزاده مردی که در راه تحقق بخشیدن به اهداف خویش از تمام لذایذ دنیا چشم و دل فروبست و برای متاع دنیا مدح هیچ حاکمی نکرد و با وجود مشکلات گوناگونی که داشت دست نیاز به سوی هیچ کسی دراز نکرد, ۳ آن دستانی که حدود پنجاه سال قلم زد و به جز واژگان حکمت و عرفان, هیچ واژه ای ننگاشت. سیدُ الاحرار, آشتیانی حکیم, هیچ گونه عُلقه ای به مظاهر فریبنده دنیا نداشت و از هر تعیّنی بیزار بود.

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

زهر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

اگر تخته پوست فلسفه و عرفان را پهن می کرد رونق بازارش از بسیاری بیشتر بود که بود, چرا که علماً و عملاً پهلوان این میدان بود, اما هیچ گاه به این کار راضی نشد, اگر هم کسی دست ارادت به سوی او دراز می کرد آن هم به جهت عظمت و روح لطیف و دانش بی نهایت او بود. از خودنمایی اِبا داشت, با این که کمتر کسی همانند او هوشیار بود. این درسی است که این تندیس فلسفه و عرفان به دیگران داد و سخاوتمندانه دستاورد علمی و عرفانی گرانبهای خود را در اختیار نسل های پس از خود به یادگار گذاشت.

او قلندری بود که عمری قلندری کرد, ولی هیچ گاه لباس تقوای ظاهری به تن نکرد و به راستی از دنیا و مافیهای آن گریزان

بود. زاهدی بود که زهدش مبتنی بر شریعت و آیین خدا بود که ظاهربینان را باور کردنی نبود, ولی شاگردان و کسانی که او را می شناختند از زهد و دنیاگریزی او حقیقت و کمال انقطاع را می آموختند. گاهی از هیاهوی بی خردانِ بی ذکر و فکر دلش به تنگ می آمد, ولی هیچ گاه زبان به شِکوه و شکایت نگشود. هر از گاهی زبانش تند می شد و کلامش عریان, ولی تندی زبانش و عریانی کلامش همیشه عالم نمایان ظاهربین و قشری مذهبان را نشانه می گرفت که برای لقمه نانی یا تصاحب پُست و مقامی ننگ هرگونه مدحی را به جان می خرند. آیا اینان نمی دانند دنیا بسان سراب و آب نمای دروغ و غیر حقیقی است که هر کسی آزمند و دوستدار آن باشد در رنج می ماند. آن گاه که در این زندگی حریّت نباشد باده مرگ گواراتر از هر چیزی است.

استاد علامه سیّد جلال الدین موسوی آشتیانی به سال ۱۳۰۴ شمسی۴ در آشتیان به دنیا آمد و در دوازده سالگی دوره ابتدایی را در دبستان خاقانی آشتیان به پایان رساند و چند سالی هم در نزد دو تن از روحانیان۵ آن دیار, گلستان سعدی, بوستان, منشآت قائم مقام, دیوان حافظ, منشآت امیرنظام گرّوسی, نصاب الصبیان و جامع المقدمات و قسمتی از شرح سیوطی و دره نادری و خط و مقداری ریاضیات را فراگرفت. پس از این دوران, جهت ادامه تحصیل در دبیرستان عازم تهران می شود, ولی میرزا احمد آشتیانی او را از این کار بازمی دارد و می فرماید: (عمر خود را ضایع نکن, شایسته است که به قم بروید و به تحصیل علوم قدیمه بپردازید). استاد نیز بنا به سفارش میرزا احمد به سال ۱۳۲۳ یعنی در نوزده سالگی عازم حوزه علمیه قم می شود۶ و پس از پایان دوره سطح در درس خارج فقه و اصول حضرت آیت الله العظمی بروجردی۷ ـ آن فقیه فهیم ـ حاضر شد و همزمان مدت هشت سال تمام از حکیم الاهی حضرت علامه طباطبایی الاهیات شفا و اسفار الأربعه و قریب یک دوره اصول فقه و قسمتی از تفسیر قرآن را فراگرفت. ۸ پس از این دوره به سفر انفس و آفاق پرداخت. در قزوین از محضر پر فیض آیت الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی سفر اسفار را آموخت و سپس در سال ۱۳۳۶ جهت تکمیل علوم نقلی راهی نجف شد. ۹ مدت دو سال از محضر آیات عظام حکیم و عبدالهادی شیرازی به ویژه محقق عظیم الشأن آیت الله العظمی میرزا سید حسن بجنوردی بهره مند شد. ۱۰ در همین زمان سختْ بیمار شد و به ناچار به ایران بازگشت. پس از مداوا در تهران مدتی به حوزه درس اسفار حکیم محقق میرزا احمد آشتیانی و مدتی نیز به طور متفرقه به درس میرزا مهدی آشتیانی راه یافت.

استاد به سال ۱۳۳۸ش آهنگ ارض ملکوتی رضوی کرد و

در آن دیار در حدود پنجاه سال به تصنیف و تدریس فلسفه و عرفان در حوزه و دانشگاه فردوسی مشهد (دانشکده الاهیات) پرداخت۱۱ و این دوره بحق دوره پر بار عمر آن حکیم الاهی است۱۲ که حاصل آن صدها کتاب و مقاله فلسفی ـ عرفانی است, که نظیر آن را در هیچ یک از تألیفات مدعیان فلسفه و عرفان عصر حاضر نمی توان یافت و دیگر خیل شاگردانی است که در کشور پهناور ایران پراکنده اند و حتی از کشورهای دیگر نیز به درس آموزی به خدمت استاد می رسیدند. ۱۳ همین تألیف ها و تدریس متون عالی از وی شخصیت عظیم جهانی ساخته بود, متونی که تدریس و فهم آنها فیلسوف و عارفی چون حکیم آشتیانی را شایسته و بایسته بود. دریغا که با رفتن این حکیم الاهی دوران غریبی این اوراق دوباره فرارسید تا حکیمی و آشتیانی دیگری و استاد در این باره می فرماید: (و اگر کسی می توانست عبارات شِفا و حکمه الاشراق سهروردی درس بدهد شق ّالقمر کرده بود )۱۴ و در جای دیگر به گونه ای صریح تر می فرماید: (با کمال تأسف چراغ فروزان حکمت متعالیه و عرفان که به دست لرزان افراد نادر از اکابر علمای امامیه تا این اواخر اطراف خود را روشن می نمود رو به خاموشی رفت; در عصر ما استاد وارد در عرفان که از عهده تدریس آثار عرفانی برآید وجود ندارد و در حکمت و فلسفه نیز جز عده بسیار معدود کسی باقی نمانده است, چرا که محیط موجودْ مستعد و آماده برای پرورش شاگرد نمی باشد و اگر به نام درس فلسفه و تصوف حوزه ای دیده شود باید چیزی شبیه کاریکاتور تلقی شود). ۱۵ این دردها سینه فراخش را به درد آورده بود. در راه ترمیم این دردها حدود پنجاه سال شب ها را تا به صبح نخوابید و تارهای وجودش نغمه های حکمت و عرفان را نواخت.

سلامُ اللهِ ما کَرَّ اللَّیالی

و جاوبَتِ الْمَثانی وَالْمَثالی۱۶

او عمری را با حکمت و عرفان زندگی کرد, وجوه حکمت (لفظی, کتبی, ذهنی و عینی) در دل و جان او ریشه کرد و از او حکیمی جامع ساخت, مرتبه ای که هر قلندری توان دستیابی به آن را نداشت.

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند

وآن که این کار ندانست در انکار بماند

سرانجام آن سوارکار بزرگ و بی نظیر حکمت و عرفان پس از هشتاد سال به هنگام بانگ نیم روز چهارشنبه سوم فروردین ماه ۱۳۸۴ از سمند خود پیاده شد در حالی که آن را با بیداری شبهای بلند و تنهایی خسته کرده بود.

زندگی علمی حضرت سیّد جلال الدین آشتیانی را می توان به دوره تحصیل و تدریس و تصنیف تقسیم کرد; دوره تحصیل از آشتیان شروع می شود و به تهران نجف و قم ختم می شود. این دوره, دوره درس آموزی استاد است که قلمی کردن این دوره از گنجایش این مقاله بیرون است, ولی دوره مهمی که بیشتر آثار او هم مربوط به همین دوره است دوره اقامت استاد در ارض اقدس رضوی است. در واقع این دوره که در حدود پنجاه سال از عمر

با برکت استاد را شامل می شود دوره تدریس و تصنیف است و به نظر می رسد به این دوره باید بیشتر توجه شود, گرچه سراسر زندگی آن بزرگمرد درس و الگوی کامل برای جویندگان علم و معرفت است.

مشهد آن ارض ملکوتی میزبان هشتمین قطب عالم امکان است. جارالرضا بودن بزرگ ترین سعادت و افتخار هر کسی است. علامه آشتیانی به آن دیار پا می گذارد تا چراغ حکمت علوی و فلسفه الاهی را که در آن ارض اقدس به خاموشی گراییده بود با تدریس منظومه, اسفار, شواهد الربوبیه و شرح فصوص قیصری جانی دوباره بخشد.۱۷

آشتیانی و مکتب مشهد

علامه آشتیانی در تبیین سیر تاریخی ماجرای ضد فلسفه در مشهد چنین می نویسد: (الآن در حوزه قم زمینه مناسب برای تدریس و کار در فلسفه هست, در مشهد این طور نیست. مرحوم آقای میلانی را به جهت این که شاگرد مرحوم آقا شیخ محمدحسین اصفهانی فیلسوف بوده, با این که شیخ محمدحسین اصفهانی از زهاد درجه اول زمان خودش بوده است مورد توهین و اذّیت قرار دادند. این مخالفت با فلسفه در مشهد تاریخچه ای دارد و آن برمی گردد به زمان آقا میرزا مهدی اصفهانی که شاگرد میرزا حسین نائینی بوده است. او ابتدا همان طریقه آخوند ملا حسینقلی همدانی و بهاری و کشمیری را انتخاب می کند… او پیش میرزا احمد آشتیانی شواهد الربوبیه می خواند, امّا فهم مطالب فلسفی برای او از اصعب امور بود, پس از همه این مراحل به دلیل فاقد توانایی فهم این متون از عرفان و فلسفه سرخورده می شود و به جان فلسفه می افتد). ۱۸

در جایی دیگر می فرماید: (الآن مشهد شش هزار نفر طلبه دارد, ولی عده ای هم منع می کنند و می گویند فلسفه نروید کفر است و یک مکتب خاصی برای خودشان دارند و هر چیز جز آن را طرد و تخطئه می کنند. حقیر در ضمنِ نقد و ردّ تهافت الفلاسفه, آثار رب النوع۱۹ آنها را مورد نقد قرار می دهم تا معلوم شود این جماعت با چیزی که آشنا نیستند معارف ائمه است ). ۲۰

به هر حال, علامه آشتیانی نزدیک به پنجاه سال در چنین حوزه ای به تدریس فلسفه و عرفان اشتغال داشت و آن هم, تدریس آن حکیم الاهی که به حق عنوانِ مدرس عرفان و فلسفه تنها بر او شایسته و بایسته است. او تنها و یک تنه در مقابل این افراد ایستاد و اگر نبود عظمت و جامعیّت و اخلاص علمی آن درخت تناورِ فلسفه و عرفان, که به راستی جلال حکمت و عرفان است, مقاومت و ادامه راه ممکن نمی شد. او که به ظاهر یک فرد بود, ولی در واقع هزاران تن, فلسفه را در آن حوزه مبارک از غربت نجات داد, همان گونه که سقراط در یونان چنین کرد.

فَرُبّ ألوفٍ لا تُماثِل واحداً

ورُبّ فریدٍ قد یکون ألُوفاً

با توجه به آن وضعیّت حتی پس از انقلاب قسم می خورند که (ما نمی گذاریم کسی که (آشتیانی) تحت عنوان فلسفه به مرحوم مجلسی اهانت می کند آب خوش از گلویش پایین برود و راحت زندگی کند;۲۱ یا ریاست دانشکده الاهیات که به پاس خوش خدمتی به پست های مادی دنیوی رسیده بود, زمینه بازنشستگی اجباری استاد را فراهم می کند; در گزارش کار خود این کار را از افتخارات دوران تصدی ریاستش قلمداد می کند و به خیال خود محیط دانشکده را از وجود ایشان منزه کرده است). ۲۲

حال استاد با آن وضع اسفناک و دردآور, حدود دویست عنوان کتاب, رساله یا مقاله تصنیف و تألیف یا احیا می کند۲۳و در دو مرکز علم و دانش, دانشکده الاهیات دانشگاه فردوسی و مدرسه علمیّه امام جعفر صادق۲۴ به تدریس می پردازد. این نیست جز توفیق و همراهی حضرت حق و درستی راه و اخلاص در عمل و صلابت ایمان و از همه مهمتر سفارش استادش حضرت علامه طباطبایی مبنی بر این که “چراغ فلسفه سنتی را روشن نگه دارد).

ولو لا اللطف والإحسان منه

لما طابَ الحدیث ولا الکلامُ

وکل لطیفهٍ وظریف معنی

أستاذی فیه والله الأمامُ

آثار قلمی, حکیم احیاگر

بیشترین آثار حضرت استاد در دوران تدریس, تألیف شده است و دوران تحصیل استاد که خود داستان دیگری دارد که به یقین درس بزرگی برای طالبان علم و دانش است که بسی خواندنی و شنیدنی است و نورانی ترین چراغ راه رهروان این راه است و بیشتر این آثار حاصل و نتیجه همین دوران تحصیل است. خود استاد در این باره می فرماید: (حقیر ایامی که در حوزه پر فیض قم موفق به تحصیل علوم اسلامی بود, مشکلِ علمی کتاب هایی را که قرائت می نمود می نوشت. به همین مناسبت طی ده سال از ایام تحصیل را که به دروس عالیه اشتغال داشتم, مطالب زیاد و مفصلی در فلسفه و عرفان و فقه و اصول و کلام تهیه نمودم. کتاب هایی را که در ایام اشتغال به تدریس فلسفه و عرفان اسلامی در دانشگاه مشهد و مدرسه علمیّه امام صادق(ع) چاپ و منتشر کردم و یا آماده برای انتشار دارم, محصول و نتیجه زحمات طاقت فرسای آن ایام پر فیض طلبگی است, ایامی که با عشق بی حدّ و نهایت و خلوص ایمان و عقیدت از برای کسب فیض به محضر اساتید عالی مقام, که بعضی از آنها در قید حیات و برخی چهره در نقاب خاک کشیده اند, حاضر می شدم. کسانی که از فلسفه و تصوف اطلاع کافی دارند و به حاق ّ مسائل علمی مدون در کتاب های فلاسفه و عرفا رسیده اند می دانند که تحریر و تألیف این قبیل از کتاب ها چه اندازه صرف وقت و دقت و مطالعه لازم دارد ). ۲۵

سیدنا الاُستاذ تمامی عمر با برکت خود را صرفِ تحقیق و پژوهش در آثار, افکار و احوال حکیمان و فیلسوفان بزرگ اسلامی نمود و حال آن که خود از برجستگان این جماعت بود. او تمام عمر خویش را وقف احیای آثار و تصنیفات فلسفی و عرفانی نمود و حتی تحت هیچ شرایطی حاضر نشد که بخشی از وقت خود را صرف تشکیل خانواده و ازدواج کند,۲۶ با این که آن حالت تجرد به ویژه در دوران اخیر ـ که سن آن جناب به بالای هفتاد رسیده بود ـ روزگار سختی را بر ایشان تحمیل کرده بود و لطافت روحی خاص استاد نیز دشواری این دوران را صد چندان کرده بود.

علامه آشتیانی شارح بزرگ و بی بدیل حکمت و عرفان در بین نحله های موجود مکتب صدرایی را کامل تر از بقیّه مکتب های فلسفی می دانست. اگر روزگاری همه آن نظریات عمیق و دقیق و اصولی که در فلسفه و عرفان تبیین و تأسیس کرده در یک کتاب تدوین شود خود نمایانگر عُمق اندیشه و مکتب فلسفی و عرفانی استاد خواهد بود و آن گه مکتب و استقلالِ فکر و اندیشه خود را نشان خواهد داد و روش ذوقی و عرفانی و فلسفی او نمایان خواهد شد. او با شرح و نقد عالمانه سه مکتب فلسفی مشاء, اشراق, حکمت متعالیه و شرح و نقد عرفان نظری ـ که همه نشان دهنده تسلط کامل او بر مبانی همه مکاتب فلسفی و عرفانی است ـ ثابت کرد که در پی کشف و وصول به حقیقتی است که نظام معنوی عالم هستی بر آن استوار است. آشتیانی آثاری بس ارزشمند از خود به یادگار گذاشت که بزرگ ترین دلیل بر این مدعاست و می توان آثار مکتوبِ آن حضرت را در نُه عنوان تقسیم کرد:

ـ تصنیفات مستقل فلسفی و عرفانی.

ـ مقدمات, تعلیقات و تصحیحات آثار فلسفی و عرفانی (رساله ها و کتاب ها).

ـ مقدمات, تعلیقات و تصحیحات آثار فلسفی و عرفانی (مجموعه ها).

ـ پیشگفتار بر کتاب های مختلف.

ـ مقالات (درباره مسائل عرفانی و فلسفی).

ـ مصاحبه ها (با چندین نشریه علمی).

ـ مجموعه مقالات.

ـ نامه ها.

ـ پایان نامه ها.

نزدیک به دویست اثر نوشتاری, اعم از تصنیف, تألیف, تصحیح و تحقیق و تعلیق در قالب کتاب, رساله (کم برگ ـ پربرگ) مقدمه, مقاله, پیشگفتار, مصاحبه و نامه از علامه آشتیانی به یادگار مانده است. البته, بیشتر این آثار را تصحیحات, تألیفات و مقدماتی تشکیل می دهند که آن استاد عظیم الشأن بر حسب وظیفه و در پی احیای آثار ارزشمند فلسفی و عرفانی نوشته اند. از این تعداد حدود ۱۸۰ عنوان چاپ و منتشر شده است. نزدیک به بیست عنوان از این آثار یا دست نوشته است یا در دست مؤسسات و اشخاص است که سرنوشت آنها خیلی معلوم نیست.

به هر حال, سعی و تلاش ما بر این است که یک فهرست جامع و کامل از آثار استاد به دست داده شود و در حدّ توان هم تلاش شد. حال چقدر موفق شدیم قضاوت با خوانندگان مطلع از آثار استاد است. در این جا از همه سروران معظم, دوستداران و شاگردان آن حکیم الاهی عاجزانه تقاضا دارم اگر رساله یا مقاله و یا نامه ای از استاد سراغ دارند که در این مقاله نیامده منتی بر این بنده کمترین بگذارند به گونه ای حقیر یا مجله را در جریان بگذارند تا این فهرست تکمیل شود که همانا ارج نهادن به فلسفه و عرفان و حضرت استاد است.

در این جا یاد کرد این مطلب هم ضروری به نظر می رسد که در محافل و نشست ها و مجالسی که حرف از آمار آثار استاد به میان می آید پنجاه اثر تألیفی را برای ایشان می شمارند که قطعاً این آمار اشتباه است, برای مثال اثر عظیم منتخبات آثار حکمای الهی, که شامل ۲۵ رساله کوچک و بزرگ از نویسندگان مختلف است یک اثر شمرده شده که با توجه به تعدد نویسندگان و گونه گون بودن موضوع رساله ها یک اثر محسوب نمی شود و به یقین این گونه آماردهی خطاست و ما در این فهرست هر یک از رساله ها را یک عنوان شمردیم و درست هم همین است و با محاسبه مقاله ها و نامه های چاپ شده در این رساله, حدود دویست عنوان را تشکیل می دهد.

الف) تصنیفات مستقل عرفانی و فلسفی استاد سیّد جلال الدین آشتیانی

۱٫ تفسیر سوره توحید; عنوان رساله ای است در تفسیر عرفانی و فلسفی و بیان اسرار سوره توحید, به زبان فارسی.

۲٫ شرح رساله نوریه در عالم مثال; عنوان کتابی است درباره عالم مُثُل و مِثال براساس آموزه های حکمت متعالیه و عرفان از بهائی لاهیجی به زبان فارسی.

۳٫ شرح بر زاد المسافر; شرحی است تحقیقی و توضیحی بر رساله زاد المسافر ملاصدرا درباره معاد جسمانی براساس آموزه های حکمت متعالیه به زبان فارسی.

۴٫ شرح حال و آرای فلسفی ملاصدرا; عنوان کتابی است درباره آثار, احوال, آرا و نظریات فلسفی ملاصدرای شیرازی به زبان فارسی.

۵٫ شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم; عنوان کتابی است تحقیقی, انتقادی, تکمیلی در شرح و تبیین مبانی عرفان نظری به زبان فارسی.

۶٫ نقدی بر تهافت الفلاسفه غزالی; عنوان کتابی است در نقد افکار و اندیشه فلسفی و کلامی غزالی و رد مطالب کتاب تهافت غزالی.

۷٫ هستی از نظر فلسفه و عرفان; عنوان کتابی است درباره مباحث وجود براساس کتاب المشاعر, به زبان فارسی.

ب) مقدمات, تعلیقات و تصحیحات بر آثار فلسفی و عرفانی (رساله ها و کتاب ها)

۸٫ اثولوجیا; عنوان کتابی است درباره الاهیات براساس آموزه های فلسفه یونان باستان از افلوطین به زبان عربی, ترجمه این ناعمه حمصی, با تعلیقات قاضی سعید قمی, مقدمه انگلیسی از سید حسین نصر.

۹٫ اساس التوحید; عنوان کتابی است در بررسی قاعده (الواحد) از میرزا مهدی آشتیانی به زبان فارسی.

۱۰٫ اصل الأصول; عنوان کتابی است درباره معنای مفهوم وجود و مسائل پیرامونی آن از ملا نعیمای طالقانی به زبان عربی.

۱۱٫ اصول المعارف; عنوان کتابی است که در بردارنده یک دوره مختصر فلسفه اسلامی از ملا محسن فیض کاشانی به زبان عربی.

۱۲٫ اعجاز البیان فی تفسیر أم القرآن; عنوان کتابی است درباره تفسیر عرفانی و تأویل سوره حمد به زبان عربی از صدرالدین قونیوی.

۱۳٫ انوار جلیه در کشف اسرار حقیقت علویه; عنوان کتابی است در شرح حدیث حقیقت از ملا عبدالله مدرس زنوزی, به زبان فارسی.

۱۴٫ تمهید القواعد; عنوان کتابی است در عرفان نظری و وجودشناسی از صائن الدین علی بن محمد ترکه اصفهانی به زبان عربی با حواشی آقا محمدرضا قمشه ای و میرزا محمود قمی.

۱۵٫ رساله النصوص; عنوان رساله مختصری است در

عرفان نظری از محمد بن اسحاق قونیوی به زبان عربی با تعلیقات میرزا هاشم اشکوری.

۱۶٫ شرح دعای عرفه; منسوب به امام حسین(ع), ملا محمدعلی فاضل.

۱۷٫ شرح رساله مشاعر ملاصدرا; عنوان کتابی است درباره وجود از ملاصدرای شیرازی با شرح محمدجعفر لاهیجی.

۱۸٫ شرح فصوص الحکم; عنوان کتابی است در تبیین و شرح اصول و قواعد عرفانی براساس مشرب عرفانی محیی الدین عربی از محمد داوود قیصری رومی ساوجی به زبان عربی.

۱۹٫ شرح فصوص الحکم; عنوان کتابی است در عرفان نظری در شرح فصوص از مؤیدالدین جَندی, به زبان عربی.

۲۰٫ الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه; عنوان کتابی است درباره هستی شناختی فلسفی از صدرالمتألهین شیرازی به زبان عربی.

۲۱٫ قره العیون; عنوان کتابی است در تبیین احکام وجود و ماهیت از ملا محمدمهدی نراقی به زبان عربی.

۲۲٫ لمعات الهیه; عنوان کتابی است درباره الاهیات فلسفی به زبان فارسی از ملا عبدالله زنوزی.

۲۳٫ المبدأ والمعاد; عنوان کتابی است از صدرالدین محمد شیرازی به زبان عربی.

۲۴٫ مشارق الدّراری; عنوان کتابی است در شرح تائیه ابن فارض از سعیدالدین سعید فرغانی به زبان فارسی.

۲۵٫ مشرع الخصوص إلی معانی النصوص; عنوان کتابی است در شرح و تبیین مشکلات کتاب النصوص صدرالدین قونیوی از علی بن احمد مهائمی به زبان عربی.

۲۶٫ مصباح الهدایه الی الخلافه والولایه; عنوانِ کتابی عرفانی است درباره حقیقت خلافت محمدیه و ولایت علویه به زبان عربی از امام خمینی.

۲۷٫ المظاهر الالهیه فی اسرار العلوم الکمالیّه; عنوان کتابی است از صدرالمتألهین صدرالدین شیرازی, درباره مبدأ و معاد به زبان عربی.

۲۸٫ مکاتبات عرفانی; عنوان نامه هایی است درباره دو بیت از عطار از سید احمد حائری و محمدحسین غروی.

د) مقدمات, تعلیقات و تصحیحات آثار فلسفی و عرفانی (مجموعه ها)

۲۹ـ۳۱٫ تفسیر سوره فاتحهالکتاب; عنوان کتابی است در تفسیر عرفانی, تأویلی و بیان اسرار سوره حمد به زبان فارسی از مؤلفی ناشناخته.

۳۲٫ فی تفسیر سوره فاتحهالکتاب و تأویلها علی طریق أرباب الحق والیقین; عنوان رساله ای است در ۳۳ صفحه وزیری به زبان عربی از مؤلفی ناشناخته.

۳۳٫ مرآه العارفین; عنوان رساله ای است در سیزده صفحه وزیری از مؤلفی ناشناخته به زبان عربی.

۳۴ـ۵۱٫ رسائل حکیم سبزواری; عنوان مجموعه رساله هایی است کلامی, فلسفی, عرفانی و اعتقادی از ملا هادی سبزواری به زبان عربی و فارسی.

۵۲ ـ ۵۴٫ رسائل فلسفی; عنوان مجموعه ای است که شامل رساله های بسیط الحقیقه کل الأشیاء و وحدت وجود, از خاتم الحکما ملا علی نوری و تحفه از ملا نظرعلی گیلانی به زبان عربی.

۵۵ ـ ۵۸٫ رسائل قیصری; عنوان مجموعه ای است در عرفان اسلامی شامل التوحید و النبوه والولایه, اساس الوحدانیه; نهایه البیان فی درایه الزمان از داوود بن محمود قیصری با حواشی آقا محمدرضا قمشه ای و رساله ای در مباحث ولایه کلیه از آقا محمدرضا قمشه ای.

۵۹ ـ ۶۱٫ سه رساله فلسفی; عنوان کتاب و مجموعه ای است بر سه رساله (متشابهات القرآن, المسائل القدسیه, و اجوبه المسائل) از صدرالدین محمد شیرازی به زبان عربی.

۶۲ ـ ۶۳٫ اللمعه الالهیه فی الحکمه المتعالیه و الکلمات الوجیزه; عنوان دو رساله ای است از ملا محمدمهدی نراقی به زبان عربی.

۶۴ ـ ۶۹٫ مجموعه آثار عصّار; عنوان مجموعه ای است بر شش رساله از سید محمدکاظم عصّار درباره علم تفسیر و حدیث و مسائل اعتقادی به زبان فارسی و عربی.

۷۰ـ۷۷٫ منتخباتی از آثار حکمای الهی (جلد اول); شامل هشت رساله از هفت فیلسوف عصر صفوی است که علامه آشتیانی ضمن تصحیح رساله ها و تعلیقه نگاری در مقدمه ای به معرفی آنها پرداخته است.

۷۸ـ ۸۴٫ منتخباتی از آثار حکمای الهی (جلد دوم); شامل هشت رساله منتخب و کامل فلسفی از هفت تن از فیلسوفان شیعه دوره صفوی است, این مجموعه بی نظیر در واقع یک تاریخ مفصل فلسفه اسلامی در یک محدوده زمانی است.

۸۵ ـ ۸۷٫ منتخباتی از آثار حکمای الهی (جلد سوم); این

مجموعه شامل پنج رساله فلسفی از پنج فیلسوف بزرگ ایران زمین دوره صفویه است.

۸۸ ـ ۹۱٫ منتخباتی از آثار حکمای الهی جلد چهارم; این جلد از این مجموعه شامل شش رساله از شش فیلسوف ایرانی است.

ت) پیشگفتارها

۹۲٫ تحفه المراد; عنوان شرحی است بر قصیده میرفندرسکی از حکیم عباس شریف دارابی به زبان فارسی.

۹۳٫ شرح مثنوی معنوی مولوی; رینولد الین نیکلسون, ترجمه و تعلیق حسن لاهوتی ویراسته بهاءالدین خرمشاهی.

۹۴٫ شُکوه شمس; عنوان کتابی است در بررسی آثار و افکار مولانا جلال الدین بلخی از آن ماری شمیل, ترجمه حسن لاهوتی, ویراسته بهاءالدین خرمشاهی.

۹۵٫ نقد النصوص فی شرح نقش الفصوص; عنوان شرحی است نقدگونه از عبدالرحمان جامی با مقدمه و تصحیح و تعلیقات ویلیام چیتیک به زبان عربی.

ث) مقالات; پیرامون مسائل عرفانی و فلسفی

۱٫ اجوبه مسائل میرزا ابوالحسن رضوی; مشهد, (نشریه دانشکده علوم معقول و منقول), شماره اول, ۱۳۴۷ش, فارسی, ص۲۳ـ۵۰٫

۲٫ اصاله الوجود, عند صدرالدین شیرازی; (الفکر الإسلامیه) مجله فصلیه, العد دالثانی, السنه الاولی, ربیع الثانی ـ جُمادی الثانیه, ۱۴۱۴, ص۱۲۴ـ ۱۲۵٫

۳٫ انتقاد بر انتقاد از رساله سه اصل; تهران, (مجله راهنمای کتاب), شماره سوم, سال پنجم, خرداد ۱۳۴۱ش, فارسی, ص۲۳۹ـ۲۴۲ .

۴٫ انتقاد بر انتقاد; تهران, (مجله راهنمایی کتاب), شماره چهارم و پنجم سال ششم, تیر و مرداد, ۱۳۴۲ش, فارسی.

۵٫ انتقاد بر انتقاد بر انتقاد; تهران, (مجله راهنمای کتاب), شماره اوّل, دوم سال ششم, فارسی, فروردین و اردیبهشت ۱۳۴۲ش.

۶٫ تفسیر سوره فاتحه الکتاب; ناشناخته, مشهد, (نشریه دانشکده الاهیات و معارف اسلامی), شماره های بیست ودوم, بیست وسوم, بیست وچهارم و بیست وپنجم, بهار و تابستان و پاییز و زمستان ۱۳۵۶ش, فارسی, سلسله مقالات.

۷٫ تصوف در اسلام; تهران, (معارف اسلامی), شماره سوم ـ ششم.

۸٫ توضیح درباره سید احمد تهرانی; تهران, (وحید), سال ششم, شماره دوم ـ سوم (۱۳۴۸ش), ص۱۷۳ـ ۱۷۸٫

۹٫ تحقیق در حقیقت معاد; مشهد, (نشریه دانشکده الاهیات و معارف اسلامی), شماره های پنجم (زمستان ۱۳۵۱ش), ششم و هفتم (بهار و تابستان), هشتم و نهم (پاییز و زمستان ۱۳۵۲ش); دهم, یازدهم و دوازدهم (بهار, تابستان و پاییز ۱۳۵۳ش); شماره چهاردهم (بهار ۱۳۵۴ش) سلسله مقالات.

۱۰٫ پاسخ به چند سؤال; قم, (کیهان اندیشه), شماره بیست ودوم, بهمن و اسفند ۱۳۶۷ش, فارسی, ص۵۵ ـ ۶۶ .

۱۱٫ پیرامون تفکر عقلی و فلسفی در اسلام; قم (اندیشه حوزه), سال پنجم, شماره سوم, آذر و دی ۱۳۷۸, ص۱۰۶ـ۱۳۰ (ویژه مکتب تفکیک).

۱۲٫ حکیم محقق حاج ملا هادی سبزواری; مشهد, (نشریه دانشکده علوم معقول و منقول), شماره اول (۱۳۴۷ش), فارسی, ص۹ـ۲۲٫

۱۳٫ ختم ولایت در اندیشه ابن عربی; قم, (کیهان اندیشه), شماره بیست وششم, مهر و آبان ۱۳۶۸ش, فارسی, ص۱۰ـ۱۱ .

۱۴٫ چهره های درخشان (میرزا حسن بجنوردی); تهران, (معارف اسلامی), شماره ششم ۱۳۴۷ش, فارسی, ص۳۱ـ۳۳ .

۱۵٫ چهره های درخشان سید کاظم عصّار; تهران, (وحید), شماره۵۸, سال پنجم ۱۳۴۷, فارسی, ص۹۵۰ـ ۹۵۸ .

۱۶٫ چهره های درخشان (مختصری در شرح احوال و آثار استاد بزرگوار آقای حاج میرزا سید محمدحسین طباطبایی); تهران, (معارف اسلامی), شماره پنجم, ۱۳۴۷, فارسی, ص۴۸ـ۵۰ .

۱۷٫ در رثای امام عارفان; قم, (کیهان اندیشه), شماره بیست وچهارم, خرداد و تیر ۱۳۶۸, فارسی, ص۳ـ۷ .

۱۸٫ دیداری با هانری کربن; تهران, (در احوال و اندیشه های هانری کربن, مجموعه مقالات), چاپ هرمس, ۱۳۷۹, فارسی, ص۸ ـ۱۰ .

۱۹٫ رساله نوریه در عالم مثال; بهایی لاهیجی, مشهد, (نشریه دانشکده الاهیات و معارف اسلامی) شماره های دوم,

سوم و چهارم, ۱۳۵۱ش (سلسله مقالات).

۲۰٫ شخصیات لامعه; (العلامه الجلیل السید محمدحسین الطباطبائی التبریزی) تهران, (الفکر الاسلامی), العدد الثانی, السنه الاولی, شوال ۱۳۹۲, عربی, ص۶۲ ـ۶۴ .

۲۱٫ شوارق الالهام و اصالت وجود, برهان صدیقین; تهران, (وقف میراث جاویدان), شماره چهارم, سال اول زمستان ۱۳۷۲ش, فارسی, ص۷۴ـ۷۹ .

۲۲٫ شوارق اثر تحقیقی ملا عبدالرزاق لاهیجی ; تهران, (وقف میراث جاویدان), شماره اول, سال اول, بهار ۱۳۷۲ش, فارسی, ص۳۸ـ۴۳ .

۲۳٫ شوارق الإلهام و اصالت وجود با نگاهی به اساتید مکتب فلسفی اصفهان; تهران, (وقف میراث جاویدان), شماره دوم, سال اول تابستان ۱۳۷۲ش, فارسی, ص۹۸ـ۱۰۳ .

۲۴٫ فصوص الحکمه; ابونصر محمد بن محمد فارابی, مشهد, (دانشکده الاهیات و معارف اسلامی), شماره های سیزدهم و چهاردهم, زمستان ۱۳۵۳ش و بهار ۱۳۵۴ش, فارسی.

۲۵٫ قره العیوم; ملا محمدمهدی نراقی, (نشریه دانشکده الاهیات).

۲۶٫ معرفت و علم در کتاب و سنت; تهران, (کتاب فرهنگ), شماره دوم ـ سوم, بهار و پاییز ۱۳۶۷ .

۲۷٫ میرداماد و میرفندرسکی; تهران, (خردنامه صدرا), شماره یازدهم, بهار ۱۳۷۳ش, فارسی, ص۸۶ ـ ۸ ۸ .

۲۸٫ نصج الاهیات مستند به بحث و درس و توجه به سلطان وجود است; تهران, (نامه فرهنگ), سال پنجم, شماره دوم, پیاپی هیجدهم, تابستان ۱۳۷۴, فارسی, ص۴۱ـ ۴۵ .

۲۹٫ نقد اندیشه غزالی در اثبات مبدأ وجود; قم, (کیهان اندیشه), شماره بیست وسوم, فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۸, فارسی, ص۴۵ـ ۵۸ .

۳۰٫ نکاتی درباره فلسفه و عرفان; قم, (کیهان اندیشه), شماره هفدهم, فروردین ـ اردیبهشت ۱۳۶۷ش, فارسی, ص۲۷ـ۳۶٫

۳۱٫ یادی از آیت الله خاتمی; قم, (کیهان اندیشه), شماره بیست ویکم, آذر و دی ۱۳۶۷, فارسی, ص۵۰ ـ ۵۳ .

۳۲ـ۴۱٫ نقد تهافت غزالی; قم, (کیهان اندیشه), شماره دوم, مهر و آبان ۱۳۶۴; شماره سوم, آذرو دی ۱۳۶۴; شماره پنجم, فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۵; شماره ششم, خرداد و تیر ۱۳۶۵; شماره هفتم, مرداد و شهریور ۱۳۶۵; شماره هشتم, مهر و آبان ۱۳۶۵; شماره نهم, آذر و دی ۱۳۶۵; شماره دهم, بهمن و اسفند ۱۳۶۵; شماره سیزدهم, مرداد و شهریور ۱۳۶۶; و شماره چهاردهم, مهر و آبان ۱۳۶۶ .

ج) مصاحبه ها (با چندین نشریه علمی)

۱٫ استاد سید جلال الدین آشتیانی شارح و مورخ حکمت و عرفان; تهران, (کیهان فرهنگی), سال دوم, شماره ششم, (پیاپی۱۸), شهریور ۱۳۶۴ .

۲٫ پیرامون تفکر عقلی و فلسفی در اسلام; قم, (کیهان اندیشه), شماره اول, مرداد و شهریور ۱۳۶۴ش, فارسی, ص۱۳ـ ۲۵ .

۳٫ دیدار با استاد سید جلال الدین آشتیانی; تهران, (پژوهشنامه متین), سال اول, شماره دوم, بهار ۱۳۷۸ش, فارسی, ص۲۵۷ـ۲۶۷ .

۴٫ شخصیت حکیم و عارف (اسرار); تهران, (کیهان فرهنگی), سال دهم, شماره اول, فروردین ۱۳۷۲ش, ص۵ ـ۱۱ .

۵٫ عارفانه ترین اعجاز آفرینش; مشهد, (روزنامه خراسان) ۱۴/۴/۱۳۷۸ .

۶٫ عرفان و فلسفه در آفاق تشیع; تهران, (روزنامه همشهری), شماره های۲۰۶, ۲۰۷, ۲۰۸, تاریخ ۲۱و ۲۲و ۲۳ شهریور ۱۳۷۲ .

۷٫ مصاحبه با استاد محقق و فیلسوف عالیقدر سید جلال الدین آشتیانی; قم, (حوزه) ,شماره۸۱ ـ ۸۲, سال چهارم, مرداد و شهریور و مهر و آبان ۱۳۷۶ش, فارسی, ص۱۶ـ۳۲ .

۸٫ ملاصدرا, حکیمی متأله, فرید در برهانیات و ناظر هوشمند در عرفانیات; تهران, (خردنامه صدرا), شماره دوم, شهریور ۱۳۷۴ش, فارسی, ص۱۳ـ۱۹ .

چ) نامه ها و رساله ها

۱٫ نامه به مدیریت; آینه پژوهش, سال دوم, شماره چهارم, آذر و دی ۱۳۷۰, پیاپی۱۰, ص۱۲۱٫

۲٫ بحث در حشر نفوس; تهران, (نامه فرهنگ), سال نهم, دوره سوم, پیاپی۱۳, پاییز ۱۳۷۸, ص۷۲ـ ۷۵ .

درباره نویسنده

90مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای پایگاه استاد سید جلال الدین آشتیانی. محفوظ است. باز طراحی و گرافیک : توسط علی رستمیانی