همکاری استادعلامه آشتیانی وپرفسورکربن

همکاری استادعلامه آشتیانی وپرفسورکربن

بدون شک همکاری استاد علامه سید جلال الدین آشتیانی با پروفسور هانری کربن یکی از نقاط برجسته و قابل تامل حیات علمی وفلسفی استاد به شمار می رود.نقش کربن در چاپ منتخبات واحیای کتاب های فلسفی حکمت متعالیه از سویی ونیز علاقه استاد علامه به شناساندن میراث فلسفی و عرفانی اسلام و ایران به غرب به ویزه به آنکه غریبان ابن رشد را خاتم سنت فلسفی اسلامی می دانستند,براهل فضل پوشیده نیست.هرچند تعامل وهمکاری های علمی میان اندیشمندان ایرانی ومستشرقین از کربن آغاز نگردید اما به یقین در او به اوج خود رسید و رنگ وبویی دیگر یافت.

با ورود کربن به ایران در سال ۱۹۴۶ روند جدیدی از همکاری های علمی آغاز گشت, روندی که بی شک اندیشمندانی همچون فیلسوف عالی قدر علامه طباطبایی,استاد فیلسوف آشتیانی,دکترسید حسین نصر,استاد شهید مرتضی مطهری,و امثال آنان در آن نقشی کلیدی داشتند.این اندیشمند فرانسوی واستاد دانشگاه سوربن که بیشتردردیارخود فلسفه غرب را فراگرفته بود در محضر لوئی ماسینیون اسلام شناس بزرگ فرانسوی, باتصوف و تشیع و فلسفه اسلامی به ویژه سهروردی آشنا گردید,کربن که پیش تر در مدرسه زبان های شرقی پاریس زبان های عربی و فارسی وحتی پهلوی را فراگرفته بودباآشنایی با مکتب اشراقی سهروردی وارد عالمی وسیع از فکرومعنویت شد که تا آن زمان از آن در محافل علمی غرب خبری نبود.تماس با سهروردی کربن را متوجه ایران نمود.و در ایران نیز,با اساتید فلسفه وعرفان و حکمای معروف این دیار همچون علامه طباطبایی,استاد سید محمد کاظم عصار,استاد مهدی الهی قمشه ای ارتباط برقرار کرد و به ویژه با مرحوم علامه گفت و گوهای علمی مستمری تشکیل داد.

همکاری کربن با اســتاد آشتیانی

کربن که به عنوان رئیس بخش ایران شناسی موسسه ایران وفرانسه از وزارت خارجه آن کشور برگزیده شده و به ایران آمده بود,سلسله انتشاراتی تحت عنوان «مجموعه کتب ایرانی»آغاز کرد. او در این راه از همکاری و همراهی نخبگان علمی وفلسفی ایران برخوردار گردید وپس از سال ها بررسی و جمع آوری نسخ خطی وعکسی در کتابخانه بخش ایران شناسی موسسه مزبور به فکر چاپ منتخباتی از آثار حکمای ایران افتاد که بتواند مانند «انتولوژی های» متداول در غرب قلل تفکراسلامی ایران را اقلا نمودار سازد.

دکتر سید حسین نصر که خود یکی از صحنه گردانان عرصه فلسفی آن روز ایران چه در مسند ریاست انجمن فلسفه و چه در مسند ریاست دانشکده ادبیات به شمار می رفته و در گفت وگوهای پروفسور کربن با علامه طباطبایی مسئولیت ترجمه وتفسیر گفتار طرفین را عهده دار بوده است (جشن نامه هانری کربن ص۵-۴) وارتباط وسیعی با کربن داشته است, درمشورت کربن باوی دراین باره به اتفاق استاد آشتیانی رابرای همکاری ومشارکت در چاپ این منتخبات انتخاب میکنند.چنانچه دکتر نصر دراین باره میگوید:{کربن} اندیشه خود رابا این بنده مطرح ساخت وبه اتفاق سیدجلال الدین آشتیانی راکه از پرکارترین حکمای جوان ایران اند و خود خدمت بلیغی به احیای فلسفه اسلامی ایران کرده اند آماده ساختیم تا دراین کار بزرگ شرکت کنندوقراربراین شد که مجموعه فعلا از دوران صفویه آغاز شود (جشن نامه هانری کربن دکترنصر ص۱۶).

وبدین گونه نطفه یکی ازآثار ماندگار و تاثیرگذارفلسفی ایران شکل می کیردوبا همکاری فیلسوف آشتیانی که کربن به حق وی را «ملاصدرای زنده» نامیده بود,مجموعه ای پدید می آید که به گفته دکتر نصرافقی جدید نه تنها برای غریبان بلکه برای دانشمندان ایران نیز می گشاید وتصور دانشمندان ازتاریخ فلسفه ایران درقرون اخیر راتغییر میدهد(جشن نامه ص۹-۱۰-۱۶).

استادآشتیانی درجاهای متعددی درمنتخبات از کربن تمجید کرده وپشتکار وتتبع وجامعیت علمی وی را ستوده و حتی سبب تالیف وچاپ منتخبات را مش.ق های این مستشرق شمرده است, چنانچکه اظهار داشته است «این دانشمند بزرگوار باافکار ملاصدرا وشارحان کلمات او بسیار مانوس است وبه عرفان شیعه ,شیفتگی خاصی نشان میدهد و همین توجه ایشان به صدرالمتالهین وتلامیذ واتباع او سبب تالیف وچاپ منتخبات فلسفی میباشد.» (مقدمه منتخبات ج۲ ص۲۵-۲۶ ونیز ج۴ ص۱)

و درجایی دیگر به انگیزه همکاری با کربن اشاره کرده وگفته است:« تشویق وترغیب پروفسور کربن و عشق وعلاقه شدید معظم له به احیای آثار دانشمندان ایرانی وآشنانمودن دنیای غرب باافکار فلاسفه وحکمای ایران وعرضه داشتن عقاید وآرای فلاسفه ایرانی- شناخته نشده در مغرب زمین- به زبان فرنگی به دانشمندان آن دیار با سبک و تحریر علمی, علت اصلی همکاری حقیر باایشان است.»(منتخبات ج۱ ص۱۹)

استاد آشتیانی جهت همکاری خودراباکربن در مقدمه شواهدالربوبیه نیز مورد توجه قرار داده وهمچون موارد دیگردراینجا نیز برشناساندن میراث علمی وفکری ایران غرب به تکیه کرده است. «راه متوجه نمودن سایرممالک به این تحول (رشد تحول فلسفه درایران بعد از ابن رشد) منعکس نمودن این افکار دردنیای غرب است.استاد هانری کربن پروفسور دردانشگاه سوربن دراین راه قدم های موثری برداشته است وبرخی ازافاضل ایران اورا در به ثمر آوردن این اقدام نافع باکمال خلوص نیت یاری میکنند.حقیر نسبت یه این مستشرق که مدت نزدیک به سی سال است اشتغال به اشاعه معارف اسلامی دردنیای غرب دارد,احترام خاصی قائل میباشد.ای کاش دانشمندان ما نیز در اشاعه معارف ایران در دنیای متمدن به ایشان تاسی بنمایند.» (شواهدالربوبیه ص۷۰-۷۱)

اخــتلاف نظر با کربن

روشی که استاد در نوشتن جلد اول منتخبات آثار حکمای الهی ایران دنبال کردند,باآنچه کربن درنظر داشت متفاوت بود ازاین رو جلد های دوم وسوم وچهارم این مجموعه ارزشمند برخلاف جلد اول که بانقد و تحقیق آراء همراه بود به گونه ای دیگر به چاپ رسید.کربن اعتقاد داشت در منتخبات فلسفی فقط مطالب انتخابی از هرفیلسوف وحکیمی که دارای مقام شامخ است نقل شود و بدون اظهار نظر به چاپ برسد در حالیکه به اعتقاد استادعلامه انجام چنین کاری فاقد ارزش علمی به شمار می آمد و اعتقاد داشت باید پیرامون متون انتخابی اظهار نظر شود و درضمن مقایسه افکار فلسفی وعرفانی ,تاثیرافکار در یکدیگر و نحوه سیر آراء وعقاید حکمی واضح ومعلوم گردد تا مقام ومرتبه ومنزلت مولفان این آثار معلوم و مشخص شود.(ص۱۸- مقدم منتخبات ج۱)

کربن نقد وبررسی افکار و آراء رامربو به تاریخ فلسفه میدانست وشرح نویسی را به گونه ای که استاد آشتیانی درجلد اول دنبال کرده بود کاری کشنده وطاقت فرسا میشمرد.درمقابل حکیم آشتیانی ارزش کاررا به همین تحقیقی میدانست وخودرا مستعد ومناسب این کار میشمرد ومیگفت:«دراثرمطالعات وسیع درمکتب های مختلف فلسفی وحکمی وسیرکامل در آراء وعقاید شارحان محشین تجرید وآثار محققان بعد از ملاصدرا احتیاج به مراجعه به آثار مختلف ندارم ورووس و اساس افکارو آراء دانشمندان درحافظه حقیر ثبت وضبط شده اند.»

این تفاوت نظر از تفاوت اهداف آن دوناشی میشد چه آنکه استاد در پی تجدید حیات وبازسازی فلسفه صدرایی وارائه تاریخ مدون و مستندی ازحکمای متعالیه وتشریح دقیق سیرآن دراین قرون بود درحالیکه کربن صرفا به احیاء ومعرفی این متون به غرب می اندیشید ودغدغه های سرزمینی نداشت والبته آن را طاقت فرسا می شمرد.

استاد آشتیانی پس از این اختلاف به ناچار رویه کاری خودراتغییر داد و به گونه ای سبک تر مجللات بعدی را دنبال نمود و به جای تحلیل تاریخ گونه سیر تحول سنت فلسفی موادتاریخ نگاری رابرای دیگران فراهم ساخت.چنانکه میگوید:«اگرچه موفق به شرح وبسط درافکار وعقاید به روش جلد اول منتخبات نگردیدم, ولی زمینه ای برای کسانی که بخواهند تاریخ مفصل در فلسفه اسلامی به وجود آورندویا درصدد تحقیق درافکار و آراء محققان ایرانی درچند قرن اخیر برآیند فراهم آوردم.» (منتخبات ج۴, ص۳)

ضمن انکه به جد معتقد بود تدوین تاریخ فلسفه وعرفان درایران وتحقیق درعقاید وآرای حکما وعرفای ایرانی از عهده مستشرق ویا محقق غربی طالب تحقیق درنحوه رشد فلسفه در ایران خارج است واگر دانشمند طالب معرفت بخواهد در فلسفه و تصوف ایرانی چیزی بنویسد یا درصدد تالیف تاریخ فلسفه برآید ویا برکتب فلسفی وعرفانی,مقدمه وتعلیق بنگارد,باید باهمکاری دانشمندان ایرانی وبه ارشاد وراهنمایی فرد ورزیده درعقاید فلسفی به این مقصود نایل آید (چراکه) تاریخ فلسفه و تصوف وکیفیت تطور این دوعلم درجهان اسلام ازعهده ناآشنا به مبانی فلسفی وعرفانی ساخته نیست.» (منتخبات ج۲ ص۲۲)

استاد آشتیانی زمانی که هدف کلان مورد نظررا درمنتخبات نارسا دید, به چاپ وانتشار رسائل حکمی وعرفانی به استقلال دست یازید وازاین طریق هدف خویش را دنبال کرد,چنانکه دراین باره میگوید:«نگارنده علاوه برانتخاب مطالب فلسفی وتالیف مجلدات منتخبات شروع کرده است به چاپ وانتشار رسائل وکتب حکمی وعرفانی از دانشمندان ایرانی درقرون اخیر تابلکه بتوان زمینه ای مستعد برای تالیف تاریخ مبسوط درحکمت و عرفان درچهار قرن اخیر فراهم آورد.» (منتحبات ج۲ ص۱۵)

بااین حال حکیم آشتیانی که به دلیل احاطه وتسلط برمبانی وآراء فلاسفه اسلامی اعم از مشائی و اشراقی و متعالیه ونیزعرفان خود تاریخ شفاهی این سنت بود,علاقه اصلی خویش را نه تصحیح وتعلیق بلکه تالیف کتاب مستقل فلسفی وعرفانی میداند وآن رااز روی اضطرار واجبار میشمارد.چنانکه میگوید:« علاقه به تصحیح ونقد آثار دیگران به نحو استقلال ندارم وآنچه دراین زمینه انجام میدهم امری جبری ومنشاء آن اضطرار است چون به آثار نفیس دست می یابم از انصاف دور میدانم که به نشر آن اقدام ننمایم.لذاآنچه تاکنون از آثار دیگران منتشر نموده ام واقعا به خود تحمیل نموده ام و برای بنده تالیف ده جلد کتاب فلسفی وعرفانی بسیار آسان تر از تصحیح یک کتاب از اساتید یزرگ و عالی قدر .» (منتخبات ج۳ ص۱۵)

پیامدها وآثار منتخبات:

مجموعه منتخبات که با تلاش طاقت فرسا وجست وجوی کم نظیر نسخ خطی درگوشه وکنار کتابخانه های ایران از سوی استاد آشتیانی وحمایت های کربن به چاپ رسید,آثار وبرکات ارزشمندی را در پی داشت. زمینه های شناخت دقیق سیر اندیشه درایران وتدوین تاریخ فلسفه اسلامی ایران رافراهم ساخت وافق های جدیدی را فراروی محققان گشود.چنانکه دکتر نصراظهارمیدارد:« بدون زحمات وکوشش های متمادی استاد کربن و مخصوصا استاد آشتیانی که بیشتر نسخ آثار ناشناخته مندرج در منتخبات حکمای الهی ایران رااز گوشه وکنار کتابخانه های ایران جمع آوری کرده است,شناخت دقیق سیر اندیشه درایران وتدوین تاریخ فلسفه اسلامی ایران امری است غیر ممکن.» (جشن نامه هانری کربن مقدمه دکتر نصر ص ۹-۱۰)

ازسویی چاپ این مجموعه غنای فق العاده حیات فکری ایران را درقرون اخیر نمودار ساخت و به قول دکتر نصر,اهمیت سنت فکری ایران را به بسیاری از ایرانیانی که از خود بیگانه شده بودند ثابت کرد.(جشن نامه کربن ص۱۹)

به هر حال استاد آشتیانی بااین مجموعه موفق شد فضای معنوی وروحانی کشورمان را به جهان غرب منتقل کند ونسل جوان آن دیار را به سوی سهروردی و میرداماد و ملاصدرا متوجه سازد.(دکتر مهدی محقق- روزنامه اطلاعات ش ۱۵/۰۱/۱۳۸۴)اما آیا کسی راه او را ادامه خواهد دادو تاریخ منقحی از سیر حکمت وعرفان در قرون اخیر خواهد نوشت؟انشاالله که چنین شود.
از گذشته گنجینه های عظیم فکری از دانشمندان مسلمان درزمینه های علوم مختلف ومعرفت انسانی به ما رسیده است که نسل آینده بااستفاده ازآن منابع غنی علمی,میتواند به توسعه فرهنگ وتمدن اسلامی خود بپردازد.

تحقیق پیرامون متون اصیل علمی اسلامی مارا به بهره وری بهتر از کتاب وسنت مدد میرساند.

این دستاورد های فکری که باعلوم قرآنی,حدیث,رجال,زبان شناسی,ادب وعقاید وکلام,فقه واصول,فلسفه وعرفان,پزشکی,ریاضی,ستاره شناسی وغیره مرتبط هستند,بارها در معرض تهاجم وخطر قرارگرفته اند واز آشوب ها داخلی,خارجی وطبیعی زیان دیده اند.درعین حال هنز تعداد بسیاری از آن ها در گوشه وکنارجهان اسلام موجودند که باید به آن ها عنایت شود.

بدیهی است بااعمال روش صحیح تحقیق و تصحیح متون میتوان به احیای این میراث علمی وفرهنگی ایرانی واسلامی پرداخت و آن هارا از خطر زوال ونابودی نگه داشت,چه توجه به این آثار,عامل موثری است درانتقال نورپرفروغ معارف ملی این کشور,از گذشته به حال واز حال به آینده.

همچنین تصحیح وتحقیق متون اصیل عاملی است موثر در شناخت آراء و سیرتحول فکر واندیشه وچگونگی تاثیرگذاری وتاثیر پذیری آن ها از یکدیگر,چنانکه هری ولفسن (Wolfson,Harry) درکتاب فلسفه علم کلام به اثبات این مدعا پرداخته است.

ازدیگرفوائد نقد وتصحیح متون این است که مارا به دست یافتن بر آرای صحیح ومستدل مدد میرساند.برهمین اساس بوده است که شیخ اشراق به تاسیس مکتب جدید خویش دست یازید ودیگران نیز.

وبالاخره با بررسی وپژوهش پیرامون متون به تکامل یافته های فلسفی,عرفانی,دینی و اعتقادی و … پی خواهیم برد وبسیاری از آثاروبرکاتی که هیچ محققی به آن ها دست نخواهد یافت جزازطریق تحقیق و تصحیح ونقد متون.

تذکر چند نکته:

کسی به اهمیت این فن شریف پی برده باشد وبخواهد دراین راه گام بردارد نخست باید نزد استادی آموزش ببیند وروش تصحیح متون را فراگیرد ویا کتاب ها ومقالاتی که دراین زمینه به زبان های مختلف توسط متخصصین مربوطه نگاشته شده بخواند ونکات ضروری آن هارا یادداشت ودر موارد لازم به کارگیرد.

سپس درکار مصححان برجسته تامل نماید وشیوه هایی را که آن ها درتصحیح به کار برده اند به دقت از نظر بگذراند.همزمان از منابع اصیل ونسخه های خطی معتبر آگاهی لازم را به دست آورد و نیز اطلاعات کافی از رسم الخط کاتبان و نحوه املای ناسخان واز خط و خوشنویسی و شعب مربوط به آن را حاصل نماید.

روش تصحیح متـــــــون:

تصحیح متون مانند همه کارهای علمی باید با روش صحیح انجام بگیرد وگرنه

فاقد ارزش علمی خواهد بود. بدین منظور سه روش پیشنهاد شده است:

۱٫روش انتقـــــــادی:

مراد از روش انتقادی این است که بااستفاده از روش علمی بتوان تا حدامکان متن مورد تحقیق را به صورت اصلی خود نزدیک سازد.در این روش,انتخاب نسخه,در درجه اول اهمیت است, تحقیق پیرامون صحت واستواری کتاب و اسم صحیح وصحت انتساب آن به مولف ضروری است.در این روش, اقدم واصح نسخه ها از لحاظ تاریخ واعتبار, اساس قرار میگیرد تا به نسخه خط مولف دست یابیم که به آن – نسخه مادر- گویند. درصورتی که نسخه مولف دارای نواقصی از قبیل افتادگی وغیره باشد, لازم است بااستفاده از نسخه های دیگر بارعایت ضوابط مربوطه به اصلاح آن پرداخته شود.

درصورتی که به نسخه اصل ومعتبری دسترسی نداشته باشیم دراین مورد به کار گیری روش انتقادی دشوار میباشد و باید استقراء کرد وبه نسخه هایی که فاقد اعتبار هستند نباید اعتماد کرد ودرصورت لزوم از روش دوم که ذیلا به آن اشاره خواهد شد میتوان استفاده کرد.

۲٫روش التقــــــــــاطی:

درتصححی متون,هنگامی از روش التقاطی استفاده میشود,که نسخه اصل واصیل نداشته باشیم,اینجاست که محقق ومصحح بااحتیاط کامل ودقت لازم از میان ضبط های مختلف درکلمه ویا جمله ای ازمتن, آن را انتخاب کند که به اصل نزدیک تر باشد, دراین روش به جای آن که به قدمت وتاریخ تحریر نسخه توجه کند,بیشتر کامل بودن وخالی از غلط بودن نسخه های دراختیار,مورد عنایت مصحح است, ممکن است نسخه تازه ای توسط دانشمندی برجسته نگاشته شده باشد که محقق آن را برنسخه قدیمی که ناقص یا مغلوط است ترجیح میدهد.از همین روست که عده ای روش التقاطی را از روش انتقادی برتر و بهتر میدانند.

البته نباید فراموش کرد که تشخیص وانتخاب نسخه یا نسخه هایی بر نسخه یا نسخه های دیگر کار بس دشواراست.چون تجربه به مانشان داده است که درکارهای علمی اگرتنهاتکیه بر ذوق وسلیقه شخص نمائیم دچار اشتباه خواهیم شد

۳٫تصحیح قیــــــــــــاسی:

در نسخه ها,اشتباه لفظی,سهو القلم وغلط های کتابت و … بسیار دیده میشود لذا مصحح به منظور ارائه متن صحیح ناگریز است متن راتغییر دهد واشتباهات را اصلاح نماید.به این کار تصحیح قیاسی گویند.

از آنجایی که کتابت عربی دراصل بی نقطه بوده است,لذا درقرائت آن ها اشتباه رخ میدهد وبه خاطر جلوگیری ازهرگونه تصحیف و تحریفی,نساخ ودانشمندان قدیم از قرن سوم تا سده ششم هجری برخی رموز بر روی حروفی میگذاشتند تااشتباهی درخواندن واستنساخ آن ها روی ندهد,مثلا:حرف – حاء کوچکی – روی حروف – حاء – مینوشتند تا با – خاء – نقطه دار اشتباه نشود.یا – عین – نیمه زیرحرف – عین – میگذاشتند تا – غین – نقطه دار خوانده نشود.

همچنین در حرف – صاد – طاء – دال وراء – گاهی سه نقطه زیر حرف سین قرار میدادند تا با حرف – شین – اشتباه نگردد چون نقطه های – شین – بالای آن است.

حال اگر نسخه ای به خط مولف باشد, چگونه باید عمل کرد؟ حق آن است که به همان گونه ای که مولف نگاشته است استنساخ گردد ورعایت امانت شود,لکن از آن جایی که خط هم همچون بسیاری چیزها در تغییر است, رسم الخط باید به گونه ای باشد که معمول زمان است,مخصوصا که بعضی از قدما اجازه داده اند که اگر کتابشان استنساخ گردید,نسخه بردار مجاز است در تغیر رسم الخط.

گاهی به متون قدیمه ای برخورد میکنیم که بدون نقطه است ومعلوم است که امروز نمیتوان چنین متنی را به این صورت منتشر کرد.

بعضی از متون خطی هستند که مثلا همزه در آن ها به شکل خاصی نوشته شده یا درموارد لزوم,ضم و فتح وکسر وتشدید وجزم و… ندارد اگر برای خواننده ایجاد اشکال میکند,رعایت رسم الخط روز ضروری است.

تفصیل این مطلب را درکتاب «روش تحقیق وتصحیح کتاب های خطی» از نگارنده این سطور میتوان دید.غلط های موجود در نسخه ها خواه املایی ویا موضوعی باشند بر مصحح لازم است که ضبط صحیح آن هارا بیاورد و ضبط اصلی را در پی نوشت نشان دهد. در تصحیح هر متنی ناگزیر باید مقدمه ای بر آن اثر نوشته شود که به نام اصلی وصحیح آن ونام نویسنده واجمالی از شرح حالش و صحت انتساب این اثر به مولف وروش کارش و دیگر نکات لازم را بیاورد.هم چنین در موارد نیاز تعلیقاتی برمتن داشته باشد لکن نباید از اصل متن افزون باشد و نیز درآخر هم فهارس برای نسخه مورد تحقیق تهیه وضمیمه نماید.

دراین جا مناسب بود ازعلت عدم توجه گروهی از پژوهشگران به این فن ونیز از مصحح وفضای تحقیق و…بحث شود لکن بخاطر رعایت اختصار از ذکر آن ها خودداری شد انشاالله درفرصتی مناسب بحث خواهد شد.

از آنچه گفته آمد تا حدی به اهمیت وارزش تصحیح متون وعلمی وفنی بودن آن وصعوبت ودشواری اش اشارت گردید وبه خوبی معلوم گردید که سیدالحکما استاد سید جلال الدین آشتیانی چگونه عمرپر برکت خویش را دراحیاء ونشر متون اصیل اسلامی ,فلسفی و عرفانی صرف کرده است.به گفته دکترسید حسین نصر حفظه الله بقاه:« ثمره عظیم فعالیت های علمی وفلسفی استاد آشتیانی را میتوان به چهار دسته تقسیم کرد:

۱٫تصحیح و تنقیح وشرح متون عرفانی از متقدمین ومتاخرین از شرح فصوص قیصری گرفته تا آثار آقامحمد رضا قمشه ای وسید کاظم عصار.

۲٫تصحیح وتنقیح وشرح متون فلسفی که دراین زمینه توجه بیشتر ایشان به حکمای بعدی ومخصوصا پیروان مکتب ملاصدرا و خود او معطوف بوده است.ایشان آثار متعددی از صدرالمتالهین ونیز شاگردش ملاحس فیض کاشانی وحکمای دوران قاجاریه مانند میرزا مهدی نراقی وملاعبدالله وملاعلی زنوزی وحاجی ملاهادی سبزواری ونیز برخی ازمعاصران مانند سید کاظم عصار رابه زیور طبع آراسته وبا شروح وتفاسیر بر ارج خود این نصوص را زنده کرده اند.»…
نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل ها

مقاله از محمد علی ندایی درویژه چهلمین روز در گذشت استاد اشتیانی

 

درباره نویسنده

3مطلب نوشته است .

نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .

تمام حقوق این سایت برای پایگاه استاد سید جلال الدین آشتیانی. محفوظ است. باز طراحی و گرافیک : توسط علی رستمیانی